نمی دونم چه احساسی دارم !؟ انگاری بی حس شدم نمیفهمم نمیتونم خودم رو درك كنم حالا اگه تو هم دنبالم باشی فقط حس میكنم یه دوستی ! همین
خیلی اذیتم كردی خیلی عذابم دادی نمیدونم نفرینت كنم یا نه ؟ چرا این كار رو باهام كردی ؟چرا مگه من چیكارت كرده بودم ؟
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391, بازدید : مرتبه
دلم میخواست میمیردم و بدبختی و خار شدن خودم رو نمیدیدم ذلیل شدنم جلوی تو رو نمیدیدم ، باز خر شدم آره راست میگی من از اول خر بودم
نمی دیدم تو منو نمیخوای دنبال هوس خودتی ! من چیمار كنم با این دل دیوونه با این دل احمق هنوزم دوستت داره ، بگو چیكارش كنم ؟ با اینكه بهش ثابت كردم كه تو هیچی نداری ارزش نداری ، نمی فهمه ! چرا دنبال هوسی ؟ مگه نمیشه همینجوری هم عاشق بود ؟ چرا با دلم اینجوری كردی ؟ چرا منو ویروون كردی ؟ حالم از هرچی مرده به هم میخوره حالا دلم میخواد همه مرده رو تیكه تیكه كنم نمیتونم تحملشون كنم ! هم كلاسی هام رو نمیتونم تحمل كنم دوستم سعیده رو چون همشهری توئه ،عوضی با من چیكار كردی ؟ چرا نفرت رو تو دلم كاشتی ؟ خدایا مرك منو برسون
طبقه بندی:
درددل،
عكس،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391, بازدید : مرتبه
دیشب با هم حرف زدم البته 3-4 تا اس بود ولی یه ذره دلتنگی ام آروم شد دلم میخواست بهم بگی هنوزم دوستم داریو نمیتونی بدون من زندگی كنی ولی تو كثافت فقط میگی بخدا دوست دارم میگی بخار خودت ولت كردم ،آخه گوساله بفهم من تو رو میخوام دلم واسه آغوشت تنگ شده ، دلم واسه حرف زدن باهات لك زده
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391, بازدید : مرتبه
دیشب بهت اس دادم سوال بپرسم تو بحث رو بردی به گذشته ها ! یه اس دادی داغونم كردی اگه هنوز دوستم داشتی اگه واقعا راست میگفتی پس چرا ولم كردی رفتی ؟ چرا ؟ چرا شانس من اینجوریه ؟ همه دوستام عاشق شدن عشقشون براشون ارزش قائل بوده هركاری واسه اشون كرده ، همه اش حالا با هم نامزدن ! ولی من چی ؟ فقط خواستم دوست باشیم چه بلایی سرم آوردی ؟ چرا شانس من اینجوریه ؟ چرا من با همه فرق دارم ؟ مگه من چمه ؟ چی كم دارم ؟ تو میگی خیلی خوبم نیلو میگه ناصر میگه همه میگن ! پس كو ؟ چرا من نمیبینم ؟ دارم خرد میشم !
تمام وجودم تو رو صدا میزنه امروز حالم خیلی بد بود داغون بودم داشتم دیوونه میشم ! دلم میخواست صدات رو بشنوم اس دادم ج ندادی ! دلم سوخت !
چرا هرچی من میخوام نمیشه ؟ مگه با سعیده ،پری ،گوهر و بقیه چه فرقی دارم ؟ مگه من چمه كه اونا اینجوری عاشقن ومن اینجوری میشم همیشه ! همیشه ولم میكنن و میگن تو خوبی ! پس كو خوبی ؟ چرا من مثه بقیه نیستم ؟ ولم میخواست بد باشم ولی تو رو داشته باشم !هروقت عاشق شدم بهم خیانت كردن و بد گفتن تو خوب بودی به درد من نمیخوردی هیچكدوم روتون نشد بگین زیادی خر بودم ؟ دلم میخواست دیشب بهت بگم تو منو بخواه باهام ازدواج كن هیچی ازت نمیخوام هیچی !فقط تو رو داشته باشم عشقت رو !دیگه هیچی نمیخوام ازت خونه ماشین پول هیچی هیچی نمیخوام فقط عشقت رو میخوام !میخواستم ازت عشق گدایی كنم ولی گفتنش فایده نداشت !
ای خدا كاش من میمردم
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391, بازدید : مرتبه
صدات رو آخرین بار كه باهات حرف زدم ضبط كردم هروقت دلم تنگ میشه بهش گوش میدم هنوزم دلم تو رو میخواد ولم میخواست از زنجیر عشقت راحت بشم ولی نشد گیر افتادم نمیتونم فراموشت كنم دلم تو رو میخواد هر ورز هم بدتر میشم ! هر روز از روز قبل بیشتر از مردا متنفر میشم ! هروقت به ازدواج فكر میكنم هر كی رو انتخاب میكنم بازدلم برمیگرده به تو هیچكی رو قبول نمیكنه ! نمیتونم تصمیم بگیرم خسته شدم ! خدایا این چه عشقیه ؟ خدا میدونه تو به كی خوشی كجا سرت گرمه !معلوم نیست چند تا دوست دختر داری دل بی پدر من دارم دغونم میكنه دارم دیوونه ام میكنه ! خدایا من فقط به امید رحمت تو موندم ! نجاتم بده دلم رو آروم كن !
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391, بازدید : مرتبه
دلم گرفته ؟ آخه من دل ندارم ؟ همه دوست پسر دارن من تو رو ول كردم وتنها شدم ! تنهای تنها ! همه دوستام یكی رو دارن دائم دارن با تل میحرفن دائم دارم اس میدن ! ازشون با هم حرف میزنن ! ولی من همیشه ساكت میشینم و به اونا نگاه میكنم فكر میكنم تو اونموقع كه بودی هم محل نمیذاشتی بهم ! باید التماست میكردم تا یه ذره باهام حرف بزنی فكر میكنم من چیكار كردم و اونا دارن چیكار میكنن ؟ من چه اشتباهی كردم ؟ چه رفتاری كردم !؟ عیب از من بود ؟ یعنی من ادم نیستم ؟ نباید یه چیز خوب توی دنیا داشته باشم ؟ دلم میخواست ازدواج كنم تا راحت بشم ولی دیگه انگیزه ای واسه اونم ندارم فقط دلم میخواد بمیرم دلم میخواد از این زندگی مسخره نجات پیدا كنم ! من چه هدفی دارم ؟ دارم چیكار میكنم ؟ دارم دیوونه میشم ! همه یكی رو دوست دارن یكی دوستشون داره ! من احساس كمبود میكنم منم میخوام یكی دوستم داشته باشه ! دعا كردم برگردی ولی دوباره فكركردم اونقدر مغروری اونقدر از خودراضی هستی كه تا حالا با یكی دوست شدی و منو فراموش كردی ! حالا مطمئنم عشقم پاك بوده حتی اگه كاری برات میكردم واسه این بود كه عاشقت بودم میدونستم مثه ماهی راحت لیز میخوری و از دستم میری ! دلم تو رو میخواد ولی ...
چرا همه چیزای بد دمیا مال منه ؟ تنهاییی هاش ،بدبختی هاش ،نداری هاش ، بی همدمی هاش ، چرا ؟ مگه من دل ندارم ؟ مگه من حق زندگی ندارم ؟ دعا كردم حداقل یه همدم خوب گیرم بیاد ولی نشد بدتر از قبل داغون تر شدم ! خیلی احساس تنهایی میكنم جلوی همه خودم رو میزنم به بی خیالی ولی تا كی ؟ دارم از درون اتیش میگیرم ! تك تك سلولام دارن میسوزن ! حس میكنم هیچ كی رو ندارم كاش یه ذره دلت برام تنگ میشد كاش ...
طبقه بندی:
درددل،
عكس،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ سه شنبه 29 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
نمیدونم تا كجا میخوام برم ! دردهای جسمانی ،روحی ! همه دارن منو داغون میكنن ! با اینكه خودم رو شاد نشون میدم ولی اصلا شاد به نطر نمیام هركی كه یه ذره منو میشناسه میفهمه اینو ! توكه دلت كاروانسرا بود چرا به من رحم نكردی ؟ چرا یه دفعه نخواستی واقعا عاشقم باشی ! من ناخواسته عاشقت شدم و تو فكركردی منم مثه بقیه ام ! اولین و آخرین عشقم بودی وهستی میخوام عشقت رو تا ابد رو قلبم ،ذهنم تمام وجودم نگه دارم نه گوشه دلم ! یادته ؟ گفتی گوشه دلم احساس دلتنگی میكنه برات ؟ چقدر اون لحظه من سوختم و آب شدم و تو نفهمیدی ! اصلا نفهمیدی چی گفتی ! ولی همه اونا گذشت و حالا تو رفتی دنبال یكی دیگه ومن تنهام و منتظرت ! هنوزم فكر میكنم بلاخره برمیگردی !چه خیال باطل! دوباره دروغا ،تهمتا ، خیانتا ، همه چی یادم رفته یادم رفته چیكارم كردی ؟! یادم نیست چه بلاها كه سرم نیوردی یادم رفته منو هرزه فرض كرده بودی ! یادم رفته ...
طبقه بندی:
درددل،
برچسب ها:
خیال باطل،
نمیدونم،
آب شدم،
عاشقم،
یادم،
هرزه،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
نیلو امشب میخواد رو اعصابم راه بره با حرفاش !من میدونم آدم نیستم ارزش هیچی رو ندارم اون میخواد تاكید هم بكنه ! من دارم اتیش میگیرم دلم گرفته اون درس اخلاق میده ! منم باید مثه همیشه مثه بز سر تكون بدم آره راست میگی ! آقا سكه دو رو داره ! اون رو رو هم ببین من دلم گرفته بفهم
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
دارم با خودم چیكار میكنم نمیدونم ! دارم داغون میشم ! بهت زنگ زدم به بهانه هك ولی دلیل اصلی دلتنگی بود میدونم ! هرچی هم خودم رو گول بزنم باز خریت كردم ! من كی آدم میشم ؟ كی میفهمم زندگی این چیزا نیست ؟ كی میخوام اونو ول كنم اون كه بدون من خوشه داره زندگیش رو میكنه خوشی میكنه ! با دوستاش میره این ور اون ور ،نیازی به من نداره پس من چرا نمیتونم تحمل كنم ؟ چرا میخوام اونو داشته باشم ؟ چرا ؟ كه بازم مثه قبل بهم كم محلی كنه ؟ بگه واسه تو وقت ندارم ؟ به بهانه ازدواج گولم بزنه ؟ خدا من چی میخوام ؟ كی این عجولی تموم میشه ؟ كی از دست بهزاد راحت میشم ؟ ومشكلم اینه كه باهاش خیلی راحت بودم همه چی من بود و خیلی دوستش داشتم هنوزم دارم بااینكه امروز محكم باهات حرف زدم ولی بازم دلم میخواست بهم بگی دوستم داری و قربون صدقه ات برم ! نمیدونم وجود تو چی داره كه اینهمه بهش دل بستم ؟ چی داری جز خیانت ،دروغ ؟! چی داری ؟ كاش اینجوری نمیشد كاش عاشقت نمیشدم !
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
دلم میخواد بخوابم و دیگه چشم باز نكنم ! میخوام ببینم كه من حماقت نمیكنم ! كی آدم میشم ؟ كی عقل تو كله ام میاد ؟ كی میفهمم اول فكر بعد عمل ؟ كی ؟ آخه كی؟
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
چند روزه میرم یونی همه چی آرومه و خوب ! فقط یه ذره دلم برای تو تنگ شده دلم میخواد یه ذره باهات حرف بزنم تا آروم بشم ! میخوام بدونم حالت چطوره ؟درچه وضعی هستی ؟ هرچند كه میدونم فراموش شدم ! ولی بازم دلم آروم نمیگیره ! میدونم اگه خودم بخوام باهات حرف بزنم همه چی بهم میخوره واسه همین میخوام از نیلو خواهش كنم ! هرچند اون گفت خیلی وقته قهرین ولی قضیه شما با ما فرق داره ! من عاشقتم بودم و هستم ولی اون فقط اجی بود !
خدایا كمكم كن و بهم صبر بده !
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
امروز روز اول دانشگاه بود خیلی خوش گذشت !عالی بود غصه نخوردم خوش بودم ! برای اولین بار !!! و فهمیدم دوستم پری كه میخواست با دوست پسرش ازدواج كنه حالا نامزدن واسه اس خیلی خوشحال شدم خیلی زیاد ! و واسه خودم هم خیلی دعا كردم و ازخدا صبر خواستم !خداجونم به منم كمك كن تا توی منجلاب نیافتم دوباره !من میخوام آزاد زندگی كنم ولی عاشق ! درسته كه هنوزم یه ذره ته دلم هوای اون عوضی رو داره ولی امیدوارم اینم برطرف بشه ! ولی دلم میخواد تا آخر عمرم فراموشش نكنم تا هم یادم بمونه چه حماقتی كردم هم اینكه شاید دیگه مزه عشق رو نچشم اون عشق منو تا عرش رسوند عشق بهزاد ! با اینكه خیلی بدی ها داشتی ولی خیلی جاها هم بهم كمك كردی !وحالا من خیلی چیزا رو مدیون توام !
هم دوستت دارم هم ندارم
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ شنبه 19 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
برگشتی به نیلو گفتی بخاطرخودم ولم كردی !؟!كثافت من كه تو رو میشناسم میدونم چه عوضی هوس بازی بودی ! تو كی خاطر منو خواستی ؟ چی میگی تو ؟ این پرستیژ غمگینت منو كشته !داغونم كرده اصلا از اول عاشق همین پرستیژت بودم ! خیلی خندیدم وقتی اون حرفا رو از دهن نیلو شنیدم ! بابا بیخیال بهزاد من كی بودم ؟ تو كی بودی ؟ بخاطرچی ازهم جدا شدیم ؟ نخواستم جلو نیلو آبروت رو ببرم ! گفتی هیچكی بخاطر خودت تو رو نمیخواد ! پس عشق من چی بود ؟ هركاری میكردم تا یه ذره از حرفات رو بهم بگی ! اونوقت برمیگردی به یكی مثه نیلو میگی و منو آدم حساب نمیكردی ! حالا هم نو آی جی كردی !این خودت بودی كه آی جی كردی دیگه مگه نه ؟یا من بودم ؟ بهزاد كاش خودت میشدی !كاش اینهمه به همه دروغ نمیگفتی كاش آدم میشدی ! دلم نمیخواد داغ دلم تازه بشه !عشقت دوباره برگرده !
از حرص به حرفای نیلو خندیدم ولی درواقع داغ كردم تنم داره از دست تو و حرفای چرتت میسوزه ! كثافت زندگی منو به گند كشوندی ! حالا هم همیشه آنلاینی اگه بهت بگم یه دلیل مزخرف یه دروغه شاخ دار تحویل آدم میدی ! من كه میدونم چه گرگی بودی چار مظلوم نمایی میكنی ؟ چرا همه رو خر حساب میكنی ؟!
طبقه بندی:
درددل،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
دیشب دلم گرفت !
اون پسره كه گفتم دیشب بعد چند روز اومد و خودش پی ام داد خیلی خوشحال شدم ولی بعدش یه چیزی گفت كه سوختم ! گفت رفته خواستگاری ! چرا من سوختم مگه چه نسبتی بامن داره ! بره گمشو اصلا به من چه ! خاك بر سرش ! فهمیدم هكره گفت از یكی از شاگرداش خوشش اومده ورفته خواستگاری بعد ایام فاطمیه میرن واسه حرفهای اصلی ! خدایا پس من چی ؟ من دارم تو آتیش خودم میسوزم!
این روزا به فكرافتادم برم سركار ولی از بدشانسی من هرجا میرم قبولم نمیكنن و میگن كار نیست و فلان و بهمان !
خدا گیر كردم هیچ راه دیگه ای واسه نجات خودم پیدا نمیكنم ! مجبورم نكن به هرچیزی راضی بشم !
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا ؟
تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا ؟
شبیه یك پرنده، خیس از باران كه می آیم تو با دستان
پر مهرت، پناهم می شوی آیا ؟
پس از طی كردن فرسنگها راهی كه می دانی كنار
خستگیها، تكیه گاهم می شوی آیا ؟
شنا كردن میان خاك را بد من بلد هستم تو اقیانوس موج
آماج راهم می شوی آیا ؟
نگاه ناشیانه ، من به هستی داشتم ، عمری تو تصحیح
تمام اشتباهم می شوی آیا ؟
اگر بی روز و بی تقویم ماندم من به وصل فصلهایت ،
سال و ماهم می شوی آیا ؟
برای « دوستم داری » گواهت بوده ام عمری برای « دوستت دارم » گواهم می شوی آیا ؟
شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد تو در صبح
اساطیری پگاهم می شوی آیا ؟
صبور و ساده ای اما ، عمیق و ژرف ، عشق من برای حرف
نجوا ، نعره چاهم می شوی آیا ؟
پس از صد سال اگر بد ترجمه كردی نگاهم را به پاس
اشكهایم عذرخواهم می شوی آیا ؟
تو شیرینتر از آن هستی كه شادابیت كم گردد و از خود
تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا ؟
طبقه بندی:
درددل،
متن ادبی،
شعر،
نوشته شده توسط مجنون , در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391, بازدید : مرتبه
(تعداد کل صفحات:8) [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [...]